تبلیغات
خبرنگارم

خبرنگارم
خبرنگاران با بی نامی خود دیگرانی را صاحب نام و آوازه می کنند که شاید لایق هم نباشند 
نویسندگان

این روزها بحث های داغی پیرامون برگزاری جشنواره گردو در رابر مطرح است. از وعده زود هنگام محمدعلی بهروز فرماندار بافت که به نوع خود پیش دستی در محل برگزاری آن است گرفته تا لطف وبلاگ نویس بافتی جناب آقای هرندی که با درج مطلبی در نشریات نذیر و ندای وحدت و نام بردن از 2همشهری گرامی جناب آقایان شهابی(رییس انجمن گردو استان) و ملایی(مدیرکل جهاد کشاورزی استان) و انگشت اتهام به سمت

آنها به نوعی به اختلافات زیر پوستی و ریشه ای دو منطقه بافت و رابر دامن زده و در آخر نظر استاندار کرمان در زمینه جشنواره. هدف از این یادداشت بحث نظر موافقان و مخالفان برگزاری این جشنواره در چشمه عروس رابر نیست بلکه سبک و سنگین کردن معیارهای انتخاب هر منطقه برای میزبانی است. در گام اول باید عرض کرد اولین شرط برای مهمانداری هر خانواده داشتن بهانه ای برای دعوت است که با نگاهی چه کارشناسانه و چه عامیانه باید گفت: شهرستان بافت با جدایی رابر و منطقه دهسرد تنها با دو میزان سطح زیرکشت کیسکان و گوغر به هیچ وجهه با شهرستان رابر که از عشق آباد و گردودرکار آن تا آخرین نقطه مرزی آن با جیرفت و راین مملو از درختان کهنسال و جوان گردو می باشد قابل مقایسه نیست و با نگاهی دیگر تعداد درخت بیمه شده در هر شهرستان دال بر گردو خیز بودنشان است. دوم برگزاری اولین جشنواره گردو در سال83 در بعد استانی به همت بخشداری رابر در این منطقه مسیر راه اندازی مرکز تحقیقات گردو به نوعی هموار کرد که رییس جمهور فعلی و سابق در مجموع 480میلیون تومان برای آن اختصاص دادند . سوم در حال احداث بودن کارخانه فرآوری گردو در این شهرستان مهر تاییدی بر ظرفیت بالای منطقه در تولید گردو نسبت به تمام شهرستان های استان است. به هر حال سال گذشته به هر دلیلی بافت فرصتی برای برگزاری جشنواره مذکور را بدست آورد و رابر از این امر غافل شد. اما امسال مسولین آن با همکاری چند تن از دلسوزانش تصمیم به برگزاری جشنواره مذکور در منطقه "تفریحی و گردشگری چشمه عروس" کردند و در همین راستا توانستند رضایت مسولین عالی استان و از همه مهمتر اتاق بازرگانی و جهاد کشاورزی استان را به عنوان متولیان اصلی جلب کنند . در این بین صحبت های فرماندار بافت برایم جالب بود که دلیل این تصمیم را سیاسی کاری و تعصبات بومی عنوان کردند!! در پاسخ به واژه اولی باید پاسخ داد برای تعریف ایشان از سیاست و به کاربردن این لفظ تنها دفاع غیر منصفانه از حقی ناحق و به نوعی خودنمایی مدیریتی به هر قیمتی است چرا که متاسفانه باب شده است هرجا مدیری که بخواهد توجیهی خلاف واقع بیاورد از این عبارت استفاده می کند و در جواب رابری بودن جناب مهندس ملایی باید چنین بیان کرد آیا در سال گذشته که جشنواره در کیسکان برگزار شد ایشان رابری نبودند؟!

نویسنده ارجمند با بیان جملاتی ناسیونالیستی تحت عنوان "آهای اهالی آبادی!" سعی در برافروزی حسی غضبانه داشت و غافل از اینکه به کار بردن چنین دیالوگ هایی خاص جوامع بدوی بود که با کری خوانی سعی می کردند از آب گل آلود ماهیان خود را صید کنند؛ اما امروز هر عقل سلیمی ناگذیر به سوی منطق سوق دارد. آقای هرندی قداست مطبوعات بیش از آن است که با نقل هر حرفی چه آگاهانه و چه بر حسب عدم شناخت بخواهید توپ را به زمین احساسات بیندازید. وقتی فرماندار شما در خلال صحبتهایش چنین می گوید: "مردم شهرستان بافت مردمی آرام و متین هستند و این به شخصیت فرهنگی آنان بر می گردد" ، نمیدانم به کار بردن این پارگراف در میان یادداشتی که پیرامون بحثی متفاوت، چیزی جز توهین به مردم شهرستان رقیب می باشد؟!! آقای هرندی با همه احترامی که به جنابعالی قایلم به عنوان یک همکار مطبوعاتی باید عرض کنم تاکیک بازی با احساسات را در قالب کلمات به بیراهنه بردید و نجابت همشهریان رابریم را در 23و 24شهریور ماه به ایرانیان اثبات خواهیم کرد. استاد گرامی به جای این تعصب تمام عیار در دفاع از شهرتان که در نوع خود قابل تحسین است بهتر بود ، شمایی که دست به قلم دارید می توانستید به رسالت خود عمل کنید و بگذارید جشنواره ای که تصمیم گیری در رابطه با آن قطعی شده روند خود را ادامه دهد و پس از آن با دیدی منصفانه با خواهر خود که در سال گذشته در حالی درکیسکان خود نمایی کرد، آنجایی که حتی مهمانان برای نوشیدن جرعه ای آب باید بهایش را می پرداختند و یا اگر نیاز به سرویس بهداشتی داشتند مجبور به ترک محل می شدند و از آن پررنگ تر هدف اصلی رونمایی از آن که معرفی منطقه و پرکردن اوقات فراغت آخر هفته سیل عظیم جمعیت که از زندگی شهری فرار کرده بودند مقایسه می کردید و در صورت صدق ادعا خود، سال بعد با دلایل قانع کننده دست آن را می گرفتید و به هرکجا می بردید نه اینکه با "ندای آهای اهالی آبادی... ،جشنواره ما خیلی زود به سن تکلیف رسید و دیگران بدون رنج و زحمت آن را به دیار دیگر بردند" تلاش کنید خود را مالک و قیم آن بدانید و خود شما اگر بعد از آن می خواستید که صبحانه تان را با گردوی مرغوب کامل کنید یا باید به آن "دیار دیگر سفر" می کردید و یا در هر کدام از خیابان های پر تردد شهر کرمان دنبال تابلوی با عنوان «محصولات طبیعی کوهستان رابر» می گشتید. نویسنده گرامی به عنوان شاگرد مطبوعاتیان یاد آوری می کنم جمله ای معروف را که "خبرنگاران با بی نامی خود دیگران را صاحب نام و آوازه می کنند" تا با کمی تامل به این فکر کنیم برگزاری این جشنواره را به گونه بپذیریم که تیم فوتبالی به هر دلیل از انجام دیدار خانگی محروم بوده است و مسولین آن برای مسابقه خود ناچار بودند از زمینی دیگر در شهری مورد اعتماد استفاده کنند؛ آیا فقط برگزاری یک دیدار دال بر تصاحب آن از سوی شهر همکار می باشد؟! پس امیدوارم نخواهیم ناخواسته برای دیگران نام و آوازه بسازیم که سعی دارند از ظرفیتی غیرمنطقی برای خود اسم و رسمی درست کنند. آقای هرندی من 4سال از زندگیم را مهمان شهر شما بودم و در این مدت با فرهنگ ناب و ریشه دارش به واسطه دوستی با برخی از نخبگان و نوابغ آن آشنا شدم، به امید دیدار شما و دیگر دوستان و همشهریان بافتی در صبح روز 24شهریور در زیر خنکای سایه درختان گردو چشمه عروس.   




[ شنبه 4 شهریور 1391 ] [ 06:59 ب.ظ ] [ محمد پورعسکری ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

امروزه رسانه ها از قدرتمندترین ابزار در اختیار انسان به شمار رفته و مدیریت رسانه از مباحث بسیار مهم در عرصه مدیریت محسوب می شود . به همین جهت این وبلاگ را برای کمک به غنای خبری در حوزه استان کرمان و گزارش های تهیه کرده ایجاد شده است . ارداتمند شما محمد پورعسکری
آخرین مطالب
لیست آخرین مطالب
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
ابزار وبلاگنویسان
موتور جستجوی خبر قطره

فروش بک لینکطراحی سایتعکس